محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )
141
در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )
به سوى خانه عثمان تير مىانداخت . » « 1 » به هر رو اين نقل اقوال براين اشاره دارد كه دست طلحه به خون عثمان آغشته است . ( و قد زاح الباطل عن نصابه ) باطل از اصل ريشهكن شد و روشن شد كه سخن ياران جمل پايه و اساس ندارد . مانند اين سخن پيش از اين آمد . « 2 » ( و انقطع لسانه عن شغبه ) يعنى از باطل دم فروبسته و از برانگيختن شر و آشوب به واسطه كشتار ياران جمل خوددارى كرد . ( و ايم اللّه لأفرطنّ لهم حوضا أنا ماتحه ) آبگير را از آب مرگ پر خواهم كرد و از آن آب بيرون مىكشم . پيش از اين سخنى مشابه به همراه تفسيرش گذشت . « 3 » ( لا يصدرون عنه بريّ ) هرگز سيراب نمىشوند ؛ بلكه در كنار آبگير خواهند مرد و آب گوارايى را نخواهند نوشيد . ( فأقبلتم إليّ إقبال العوذ المطافيل على أولادها تقولون البيعة البيعة ) براى بيعت به سوى من شتافتند ؛ همانند مادهشترانى كه به تازگى زادهاند و به سوى بچههايشان مىدوند . در خطبه ديگرى آمده است : « روز بيعت ، فراوانى مردم چون يالهاى پرپشت كفتار بود ؛ از هر طرف مرا احاطه كردند . » « 4 » سخن در اينباره به تفصيل بيان شد . « 5 » ( قبضت كفّي فبسطتموها و نازعتكم يدي فجاذبتموها ) هيچيك از ياران پيامبر صلّى اللّه عليه و إله و نيز ديگران تمايل نداشتند كه پس از
--> ( 1 ) . شرح نهج البلاغه ، ابن ابى الحديد : 9 / 35 . ( 2 ) . نك : شرح خطبه 22 . ( 3 ) . نك : شرح خطبه 11 . ( 4 ) . « فما راعني إلّا و النّاس كعرف الضّبع إليّ ينثالون عليّ من كلّ جانب » خطبه 3 . ( 5 ) . نك : خطبه 92 .